سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا
سرت را آنقدر پایین نگه دار
که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد
دستت که به دامنش رسید...
از عفت بر باد رفته دنیا بگو
گریه هایت را کش بده
تا دوباره خدا بودنش را باور کند
تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد
فقط یادت باشد
به روی خودت هم نیاوری
کسانی روی غیبتش آ
بار خدایا
این روزها پرنده دلم بیشتر هوای پر زدن در آسمان آبی و بی انتهای تو را دارد
تو میدانی من هر کجا که باشم به تو باز میگردم ،
و من خوب میدانم تو همیشه با منی و لحظه ای دور نیستی ؛
اما در این میان آرزویم این است :
که زمان وصال ما زمانی و مکانی باشد که هر دو لبخند بزنیم
از این رسیدن ...
نه آن ه